نامه ای به خدا...
یك روز كارمند پستی كه به نامه هایی كه آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می كرد
متوجه نامهای شد كه روی پاكت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای
به خدا ! با خودش فكر كرد بهتر است نامه را باز كرده و بخواند...در نامه این طور
نوشته شده بود :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 15 آبان1389ساعت 16:18  توسط ali ehsan kabodvand
|
هیچ وقت اولین شانس رو از دست نده
مرد
جواني در آرزوي ازدواج با دختر زيباروي کشاورزي بود. به نزد کشاورز رفت تا
از او اجازه بگيرد. کشاورز براندازش کرد و گفت: پسر جان، برو در آن قطعه
زمين بايست. من سه گاو نر رو يک به يک آزاد مي کنم، اگر تونستي دم هر کدوم
از اين سه گاو رو بگيري، مي توني با دخترم ازدو اج کني.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 15 آبان1389ساعت 15:50  توسط ali ehsan kabodvand
|
شعر محمد علی بهمنی:
می پرسد از من کیستی؟
می پرسد از من کیستی ؟ می گویمش اما نمی داند
این چهره گم گشته در آیینه خود را نمی داند
می خواهد از من فاش سازم خویش را باور نمی دارد
آیینه در تکرار پاسخ های خود حاشا نمی داند
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 15 آبان1389ساعت 15:15  توسط ali ehsan kabodvand
|
کفش های قرمز (داستان کوتاه)
دخترک
طبق معمول هر روز جلوی کفش فروشی ایستاد و به کفش های قرمز رنگ با حسرت
نگاه کرد بعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد و یاد حرف پدرش
افتاد :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 15 آبان1389ساعت 15:4  توسط ali ehsan kabodvand
|
{سلام به تمامی اعضای عزیز کانون گروس}
کسانی که پیشنهادی درباره برنامه های آینده کانون گروس دارند می توانند
با ما ارتباط برقرار کنند
+ نوشته شده در یکشنبه 9 خرداد1389ساعت 19:55  توسط ali ehsan kabodvand
|
دفتر خاطرات ابتدائی
دوستی یعنی یک شقایق در میان دشت
خار
باور امکان یک گل بهار
دوستی را با غمت آتش بزن
آتشش را بر دلت مرحم بزن
***
بپر به کروی چشم خفاشها
بهار شو و بخند که خداوند آن بالا
هنوز با ماست.
دود اگر بالا نشیند کسر شأن شعله
نیست
جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر
است.
***
کاش وقتی آسمان بارانیست چشم را با
اشک باران تر کنیم.
کاش وقتی تنها می شویم لحظه ای را
یاد یکدیگر کنیم.
***
ای شفا دهنده قلبها
سینه ام درون قلبم بسته شده است و
همچون حوضچه ای کوچک به هیچ سوئی راه ندارد.
می شود، می شود؛ آیا امروز آن را
به دریای یادت پیوند دهی؟
تا شاید دستان لرزان و چشمان بی
حوصله ام از درد بیهوده گی شفایابد.
***
دکتر شریعتی: خداوندا کفر نمی گویم
پریشانم چه می خواهی تو از جانم مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی؟
+ نوشته شده در پنجشنبه 6 خرداد1389ساعت 10:47  توسط behnam kalhorzadeh
|
سال نو مبارک (کانون گروس)
تعدادی از اعضای کانون گروس در جشن میلاد ونوروز
در ادامه مطلب میتوانید عکسهای جشن میلاد ونوروز را ببینید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 16 فروردین1389ساعت 9:55  توسط ali ehsan kabodvand
|
اي نگهبان
اژدهاي هراس و نا امني هر آن مرا تهديد مي كند.
يادت را چون لباسي پولادين به جان من بپوشان كه بي چنين زره محكمي توان يك قدم راه رفتن را ندارم.
من ترسيده ام من ترسيده ام.
محبت
هركسي محبت را يك گونه مي بيند .بعضي ها فكر مي كنند كه محبت كردن به اجبار است بعضي ها آن را گدايي مي كنند.
روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 26 اسفند1388ساعت 14:10  توسط ali ehsan kabodvand
|
اي همه پاكي و صفا
چه بسيار لكه هاي گناه و آلودگي بر جان من نشسته و مرا مي سوزاند و مرا در آتش تباهي مي سوزاند.
و امروز از تو مي خواهم ،كه مرا از اين آتش گناه بيرون آري و لباسي از آرامش را بر من بپوشاني تا لحظه هاي سبز را تجربه كنم.
تا لحظه هاي سبز را تجربه كنم.
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 26 اسفند1388ساعت 14:9  توسط ali ehsan kabodvand
|
جشن سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه(س) در دانشگاه پيام نور مرکز بيجار برگزار شد
به مناسبت سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س) مراسم جشني به نام "پيوند آسماني مهر و ماه " با همت کانون فرهنگي گروس دانشگاه، کانون گروس با همکاری :دانشگاه پیام نور مرکز بیجار
بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 29 آذر1388ساعت 11:2  توسط ramin gasmlo
|